اخراجی
ها از جنگ تا سینما...
حاجی گرینف نماد ده نمکی هاست...
«نقدی
بر مسعود ده نمکی و سه گانه اخراجی هایش »
یادداشی از عباس داورانی
دوستان عزیز برای ایجاد یک مباحثه گروهی لطفا نظر بدهید
...وقتی سید حمید بزرگتر شد دیگر قلدری او
محدود به چاردیواری خانه و مدرسه نبود. از هر کسی خوشش نمی آمد پاپیچش
می شد. اهل محله از او گریزان بودند. همه از رو درویی با او واهمه
داشتند. کلمه اهلیت برای حمید مصادف بود با محدودیت. قصد داشت برای خودش کسی شود و
به خیال خود شده بود. دوست داشت که دیده شود. فکر می کرد با چشم
غره رفتن و نیش چاقو نشان دادن می تواند احترام بخرد. شکایت و گلایه اهل
محل به پدرش هر روز بیشتر می شد...
این جملات
بخشی از شرح زندگی سید پابرهنه، شهید سید حمید میر افضلی مسئول محور اطلاعات
عملیات لشکر 41 ثارالله است.کسی که به همراه حاج همت شهید شد و امروز مزارش میعاد
گاه خستگانی است که گلایه زمانه را به او می برند و متوسل به او می شوند. کسی که
در دوران جوانیش، جاهل و چاقو کشی بیش نبود و حتا کسانی که به جبهه می رفتند را مسخره
می کرد، اما به جایی رسید که امروز به اسمش قسم می خورند و از مزارش شفا می
گیرند...
آری، اصل و
محور آنچه که مسعود ده نمکی در اخراجی هایش بیان کرد واقعیتی است که نه تنها کمتر
بلکه به هیچ وجه کسی به آن نپرداخته بود. یکی از صدها نمونه این واقعیت را می توان سید
پابرهنه دانست. اما این کجا و آن کجا؟!!
شخصیت های
اخراجی ده نمکی نه تنها عرشی نشدند بلکه فرشی ماندند. و حتا به اسم طنز به اندازه
ای تقلیل پیدا کردند که آنان را تنها می توان به مانند محجورین و شیرین مغزهایی
دانست که هیچ گاه فرق جدی را با شوخی و احساس را با غیر آن تشخیص نمی دهند. رفتاری
که شاید پایین ترین اقشار جامعه از نظر فرهنگی انجام ندهند. و این اولین لغزش ده
نمکی در اخراجی هاست که به تحریف تاریخ و واقعیت، و بی احترامی به شعور مخاطب
انجامید. به راستی اگر همه اخراجی ها به مانند مجید سوزوکی بودند چه می شد؟ روشن
تر بگویم چرا اخراجی ها می بایست حتما به گونه ای طنزگونه نوشته شود. مگر نمی شد
آن را در قالبی دیگر با همان مفاهیم اصلی داستان بیان کرد؟ آیا این نشان دهنده ضعف
فیلم سازی ده نمکی نیست که در ساخت فیلمی جدی ناتوان است. و ناتوانی او حتا در طنز
هم دیده می شود، زیرا طنزی که ما از اخراجی ها(ها) دیدیم فکاهیاتی بیشتر نبود.
فکاهیاتی که ارزش های مقدس ما را به بازی گرفت.
ناشی بودن ده
نمکی تا آنجاست که نمی تواند در قالب یک فیلم طنز و یا حتا فکاهی مفهوم اصلی خودش
را در سیر اصلی داستان بیان کند. به خوبی در هر سه اخراجی ها می بینیم فیلم در یک
پلان بسیار احساسی که الحق اشک را در چهره مخاطب می نشاند و او را مجبور به بغض می
کند، دیالوگی گفته و یا اتفاقی رخ می دهد که نه تنها خنده بر لبان مخاطب نمی نشیند
بلکه حالت عاطفی او را بر هم می زند و مخاطب را بازی می دهد. ناشی بودن ده نمکی تا آنجاست که عدم
توانمندی و یا آشنایی او با دکوپاژ که به نوعی فیلمنامه کاری محسوب می شود باعث
شده اخراجی ها، از پر راش ترین فیلم ها که ضعفی در کارگردانی و صنعت سینما است به
شمار آید. نمی دانم که ده نمکی جبهه رفته یا نرفته. اگر رفته است که وظیفه اش بوده
و اگر نرفته یا عقیده اش بوده و یا چیزی دیگر که به ما ربطی ندارد. اما ضعف او در
زمینه صحنه های جنگ و اسارت تا آنجا پیش می رود که او حتا روند جبهه رفتن افراد و
اسارت را به گونه ای دیگر به نسل من بیان می کند که منی که بعد از جنگ به دنیا
آمدم نیز این را به خوبی می فهمم. آیا همه این ها به بازی گرفتن ارزش های دفاع
مقدس و بازی دادن مخاطب نیست؟ ده نمکی که بنابر شواهد شخصیتی متعهد است بی شک باید
آوینی را بشناسد و نوشته هایش را خوانده باشد. آیا از نگاه آوینی ده نمکی یک
هنرمند است؟
«فیلمسازی که تکنیک را به لحاظ ماهیتی نشناسد به هیچ عنوان، حتا اگر نابترین
اندیشههای معنوی را هم داشته باشد، قطعاً سینمای او به افتضاح و ابتذال کشیده
خواهد شد. مرتضی آوینی ( کتاب آیینه جادو، جلد
سوم) »
علاوه بر همه
این ها ده نمکی هنوز فعالی سیاسی می باشد تا هنرمند. برای این شواهدی بسیار است از
جمله این که هنوز در پشت تریبون هایی که در اختیار دارد به سیاست و سیاست بازی می
پردازد و گاهی شاخ و شانه می کشد تنها در دانشگاه تهران چند بار این را شاهد بوده
ام. ده نمکی حتا به آنچه در فیلمش می آورد اعتقاد ندارد. در اخراجی های 3 او چند
بار اشاره می کند: «چرا همه جا سیاسی برخورد می کنید»، اما خودش به این باور ندارد
و با هنر که خالص ترین و زیباترین برآیند تعالی و کمال یک انسان است سیاسی برخورد
می کند و شان هنرمند بودن خودش را در پشت تریبون ها رعایت نمی کند. مگر متعد و
ارزشی بودن تنها بیان حرف های داغ و روز سیاسی است؟ مگر حاتمی کیا کارگردانی متعهد
نیست؟ آیا ده نمکی را می توانیم با حاتمی کیایی که در ذهن و یاد همه دوستان و
دشمنان، بزرگان و نسل جدید، به عنوان کارگردان جنگ و دفاع مقدس نقش بسته ( و گزارش
یک جشنش اکران نمی شود) مقایسه کنیم؟!
اما یکی از
دیگر از شواهد بر می گردد به حرف های دوران روزنامه نگاری ایشان در شلمچه و جبهه.
ده نمکی در تیتر اول نشریه شلمچه شماره 23 مورخه نیمه دوم دی ماه 1376 نوشته است:«آقای
وزیر! مصاحبه با دلکش یعنی احیای سینمای شاهنشاهی» بسیار جمله در خور و ارزشی است.
اما حال من از ایشان می پرسم:« آقای ده نمکی! "سوسن خانم" یعنی احیای
سینمای ارزشی؟».
ده نمکی در تک
و پاتک شماره 41 شلمچه به کنسرت های شجریان خرده می گیرد که ابتذال است و از حسن
نیت نظام سوء استفاده می کند و امروز می فهمیم که به راستی شجریان ابتذال است و
سوسن خانم تعهد!!!
نمونه ای دیگر
را باز از شلمچه می آورم. ده نمکی در صفحه 11 شماره 41 نشریه شلمچه مورخه نیمه دوم
مهر 1377خبری را به عنوان از بین رفتن نماد های دفاع مقدس چاپ می کند. و مدعی شده
که:« اخیرا دست های پنهانی به بهانه های واهی سعی دارند که خاطره سال های دفاع
مقدس و ارزش های به جا مانده از آن دوران را از ذهن ها بزدایند...»
این نیز سخنی
زیبا و هشداری به جاست. اما در ایران امروز یعنی بیش از یک دهه از گفته ده نمکی
درباره ارزش های دفاع مقدس این سوال مطرح می شود که آیا همین آقای ده نمکی و
اخراجی هایش از عوامل تحریف و استحاله نمادهای دفاع مقدس که امری خطرناک تر از، از
بین بردن آن می باشد نیست؟
این ها به این
جا ختم نمی شود. ده نمکی روزنامه نگار متعهد و ارزشی( تندرو یا کندرو اش را نمی
دانم) همیشه در نشریه هایش از وضعیت بد حجابی در دوران خاتمی نالیده است. (می
توانید به نشریات شلمچه و جبهه مراجعه کنید) اما امروز بد حجاب ترین و آراترین
زنان( خوب یا بد بودن حجاب را به اهلش می سپارم) را در فیلمش جولان می دهد. این
است که حاجی گرینف اخراجی ها3 و راننده اش شبیه سازی شخص آقای ده نمکی است. چیزی
که خودش هرگز این را نمی پسندد.
البته شاید ده
نمکی و طرفدارنش ادعا کنند که نمایش این اصوات و چهره ها به منظور بیان واقعیت و
فضا سازی امر واقعی در جریان ساختگی یک فیلم است که باید گفت: مردم ما این قدر
باهوش هستند و از اطرافشان به خوبی خبر دارند که اشاره ای بسیار کوتاه آن ها را به
آنچه که باید بفهمند رهنمون سازد. و یا اینکه ایشان بگویند هنر ما جذب جوانان فشن
به این فیلم، و بیان ارزش های دفاع مقدس به آنان است که در این صورت ده نمکی خود
به این، در شلمچه پاسخ داده است و خطاب به طرفداران خاتمی که هنر خاتمی را جذب تیپ
های رپ و فشن دانسته اند گفته:« اگر این گونه جذب کردن ها هنر باشد کشور های غربی
خیلی پیش از این ها هنر خود را نمایانده اند....(شلمچه شماره 32 نیمه دوم خرداد 77
ص 14)
اما اخراجی
های3
اخراجی های سه
با تمام نقاط قوت و ضعفش به اکران در آمد. و از فروش بالایی بر خوردار بوده است.
بی شک (حداقل از نظر من مخاطب) این فیلم به نسبت دو فیلم قبلی از همه جهات
فیلمنامه، کارگردانی و تاثیر گذاری ضعیف تر بوده است. و این هشداری به ده نمکی است
که دیگر حداقل کار طنز ارائه ندهد. (مگر روزنامه نگاری چه ایرادی دارد) اما چون
این نوشتار بر پایه نقد نوشته شده است باید تمامی نقاط ضعف و قوت را با هم بیان
کرد که من نیز بر این باورم.
از نقاط قوت
اخراجی های 3 شخصیت سازی واقعی حاجی گرینوف است که به دور از آنچه که ده نمکی در
جریان اصلی فیلم به دنبال آن بود(شبیه سازی انتخابات 88) شخصیتی است که به وفور در
جامعه ما یافت می شوند و در دل نظام ریشه دوانده اند و از رانت های اقتصادی، سیاسی و سینمایی بهره می برند. از دیگر نقاط قوت این فیلم
پایان زیبای آن بود که مخاطب تنها در همان دقایق احساس می کند به پای فیلمی با
موضوع جبهه و ارزش های انسانی نشسته است به ویژه شعر و آهنگ بسیار زیبا و تاثیر
گذار پایانی بر این زیبایی افزود. اما از نظر من مخاطب، این 3 بخش تنها نقاط قوت
این فیلم است.
ضعف های
اخراجی های 3 کم نیستند. که آنها را می توان به بخش های تخصصی (سینمایی)، اجتماعی،
تاریخی، سیاسی تقسیم کرد که من در این جا همه را به صورت کوتاه بیان می کنم.
الف) ایرادهای
همیشگی ده نمکی در کارگردانی که در بالا به آن اشاره شد. یعنی بی احترامی به شعور
مخاطب و عدم شناخت صحیح فیلم طنز. «والفجر 30 بود یا 40» آیا گفتن این حرف از زبان
کسی که سال ها جبهه بوده است(حاج صالح) باعث طنز شدن فیلم وخندیدن مردم می شود؟
آیا گفتن فییس بوک به جای فیس بوک باعث طنز شدن و خندیدن مخاطب می شود؟ آیا افتادن
یک شخصیت( بیژن) به روی زمین باعث جذاب شدن و خنده دار شدن فیلم می شود؟ آیا بالا
آوردن یک لنگ پاره موجب خندادن می شود؟ مگر یک شخصیت سیاسی(مهندس دباغ) چقدر باید
دارای کم شعوری اجتماعی باشد که در مقابل طرفدارانش با آهنگ های پخش شده برقصد؟
مگر یک انسان باید چقدر احمق باشد که در یک برنامه زنده تلویزیونی به زنش فریاد
بزند که« لیلا هر جا هستی بیا برنامه من رو ببین» ؟ یک فرد بسیجی جبهه رفته (حالا
به هر دلیل) چقدر باید بی فکر و کم شعور باشد که در برنامه زنده تلویزیونی چاقو،
پنجه بوکس و زنجیر خود را نشان دهد. و این جریان به راستی چه ارتباطی با احساسی
شدن و گریه کردن بایرام دارد. و یا این پلان هایی که گفته شد چه ارتباط هارمونیک
با لحظات جدی و احساسی داستان برقرار می کند؟ دیگر «سوسن خانم» ،«همه چی آرومه» و
«مناظره ها را» کنار بگذاریم. ما ژانری را با عنوان فکاهی- جدی نداریم. این فیلم
مدام از فکاهی به احساسی تغییر می کند که
اوج ضعف کارگردان را نشان می دهد. و از نظر اجتماعی همین رخداد ها و رفتار ها و
پلان های گفته شده باعث کاهش سطح سلیقه مردم از طرفی و بی احترامی به شخصیت های
زندگی واقعی از سویی دیگر می شود. آقای ده نمکی اگرشما برای سرگرمی یک مشت آدم
محجور و عقب مانده ذهنی که در بهزیستی هستند فیلم ساخته اید پس نیازی نیست آن را
سیاسی کنید و از ارزش های جنگ مایه بگذارید و اگر هم برای مردم فهیم ایران فیلم ساخته اید تا به بیان اندیشه های
خود بپردازید( که به عنوان یک هنر مند این حق شماست ) پس مخاطبانش را با مخاطبان
بهزیستی اشتباه نگیرید.
ب)ضعف در انتخاب شخصیت ها در این فیلم خود را به وضوح نشان می دهد. آنچه در پایان اخراجی های 2
به مخاطب القا کرد مفقود الاثر شدن حاج آقا و داش رسول بود. اما در اخراجی های3
شاهد حضور آن ها هستیم که سوالی را برای هر مخاطب ایجاد می کند. از طرفی بود یا
نبود شخصیت داش رسول در نقش یک افسر نیروی انتظامی یا آگاهی، هیچ ضربه ای به فیلم
نمی زند و به نظر می آید که زاید باشد. مادر حاج صالح یکی دیگر از نمونه هاست که
روشن است ده نمکی تنها برای خنده دار شدن فیلم از آن استفاده کرده است. مگر «منزل
حاج صالح» چه ایرادی داشت؟ و به نظر من با توانمندی خانم لرستانی این شخصیت زیباتر
در فیلم می نشست.
ج) بزرگترین ایراد و ضعف و عدم تعهد ده
نمکی در این فیلم سوژه قرار دادن انتخابات 88 بود. کمتر کسی است که با دیدن این
فیلم نفهمیده باشد که دباغ، موسوی بود؛ حاج صالح، کروبی بود؛ و سید مرتضی، آقای
احمدی نژاد. ده نمکی سوژه ای را انتخاب کردکه نه برای 100 سال یا 30 سال پیش، بلکه برای 2 سال قبل است و همه مردم ایران از
بزرگ و کوچک، این را در خاطر دارند که در سال 88 همه نامزدهای انتخاباتی و
طرفدارانشان به اندازه کافی بی اخلاقی بر علیه هم به خرج دادند. اما در فیلم ده
نمکی، سید مرتضی پاک و معصوم از هر گناه و بی اخلاقی انتخاباتی و سیاسی است.
سخنم به درازا کشید اما تنها بخشی از
آنچه که هست را توانستم بیان کنم. نمایش اخراجی ها(ها) به من یک آگاهی داد و آن
این که هم در جبهه های جنگ تحمیلی، اخراجی هایی بودند که اخراج نشدند!!! و هم در
سینمای تحمیلی امروز اخراجی هایی هستند که اخراج نمی شوند...
مستندات مربوط به آنچه که از نشریه شلمچه بیان شده موجود می باشد هر کس خواست با ایمیل اطلاع دهد